سلام عزيز دلم خوبي؟؟؟
امشب اومدم از اول وبلاگاو نظراشو همه چي رو خوندم دوباره
آخ چه خاطره هاي،خاك بر سر من كنن كه تا مي خوام بنويسم بغض خفم ميكنه، نه اين بار قول ميدم كه موقع
نوشتن گريه نكنم ولي مگه ميشه اين اشكا رو چيكار كنم،الان دارم يه نفس عميق مي كشم بغضمو فرو ميدم
تا بنوسيم واست.
ميدوني كه هر وقت اينجوري ميشم يه فاتحه واسه مي خونم، نميدوني چقدر آرامش مي گيرم وقتي مي خونم.
مي بيني منو، مي دوني رفتنت اگه پر از غم بود ولي يه هديه واسه من داشت،فكر كنم خودتم ديدي.ديدي
چقدر به خدامون نزديك تر شدم...خيليييييييييييييييييييييييييي همين واسم يه دنيا مي ارزه.
چند شب پيش وقتي خنده هاي مستانه اتو تو خواب ميديدم خيلي خوشحال شدم...
عزيز دلم اول خدا رو دوس دارم كه تو رو به من داد و خودشم گرفت.
دوم من هنوز دوست دارم بيشتر از قبل خيلييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي.
هميشه تو عاشق تر از من بودي،هنوزم هستي؟؟؟؟؟مي بيني منو؟
اخ بس كه بغضم قورت داد گلوم درد گرفت ولي ميبني خنديدم نذاشتم اشكام بريزن
دوست دارم .سلام منو به خدا برسون
نوشته شده توسط از دست رفته در یکشنبه هجدهم بهمن 1388 ساعت 22:49 موضوع | لینک ثابت
السلام علیک یا حسین شهــــــــــــــــــید
السلام علیک یا قمر بنی هاشم
محرم ماه خون ماه شهادت را به همه
عزیزان و عزيز دل خودم تسلیت میگم
نوشته شده توسط از دست رفته در چهارشنبه دوم دی 1388 ساعت 21:50 موضوع | لینک ثابت
سلام عزيزم عيدت مبارك
بدجوري دلم گرفته
مي بيني اصلا حوصله نوشتنم ندارم
چشمام بدجوري درد مي كنن ،خيلي بي حوصله شدم، حال و روزم خوب نيست، به خدا بگو كمكم كنه تو كه اون بالا نزديكشي بگو بهش، من جز آرامش و نزديك شدن به خودش هيچي ازش نمي خوام بگو كمكم كنهههههههههههههههههههههههههه تا بتونم بيشتر دركش كنم
خدايا دوستت دارم كمكم كن
نوشته شده توسط از دست رفته در شنبه هفتم آذر 1388 ساعت 20:1 موضوع | لینک ثابت
سلام عزيزم.خوبي؟چه خبرا؟تولد اامام رضا بودااااا يادته گفتي يهو در زدن با كيك اومدن تو خونه،تو هم اينقدر دس پاچه شده بودي كه نميدونستي چيكار كني.تو آسمونا چه خبر بود اينجا رو ديدي حرم چه خوشگل شده بود.
قرار بود سفارش منو به خدا بكنيا كردي اين كارو؟؟؟زود باش دير ميشه ها مگه نميخواستي ببيني پس خودت دست به كا رشو.
اين تقديم به تو ميدونم كه ميخونيش.
من
محتاج توام
من محتاج
توام
از عشق که....نه....![]()
اما از عاقبت بی عقوبت! این همه فاصله،
از انتهای نامعلوم این
کوچه های بی چراغ و چلچله!،
چرا.........می ترسم!......
![]()
من از لحظه ای که چشم های تو،
بین آوار این همه نگاه معنا دار گم
شوند! ![]()
من از دمی که بازدم تو پاسخش نباشد،
می ترسم!![]()
اما اگر راستش را بخواهی!
![]()
نمی دانم که از عاقبت این همه ترانه و نامه ی
بی جواب! ![]()
می ترسم یا نه؟!
![]()
فقط می دانم که.....محتاجم!
![]()
محتاج سکوت ستاره!
![]()
محتاج لطافت صبح!
![]()
محتاج صبر خدا!
![]()
من محتاج ترانه های بی قفس ِ پر از کبوترم!![]()
من محتاج واژه های ساده و بی تکلفم
واژه هائی که بشود با آب غسلشان داد!
![]()
من محتاج نگاهی از جنس آب و لبخندی از جنس
صداقتم!![]()
من محتاج عطر یک احساس باران زده ی نمناکم!![]()

من محتاج توام!
![]()
محتاج نگاه تو،
محتاج لبخند تو،
محتاج احساس تو،
همین!
![]()
از این ساده تر و بی تکلف تر در کلام من نمی
گنجد! ![]()
من محتاج توام که بیایی و مرورم کنی!
![]()
با یک هوا هق هق!
![]()
با یک جفت نگاه خیس!![]()
من محتاج یک دنیا آسمان ابریم!
![]()
که ببارد،....که برای من بشود،
بهانه ای از جنس معجزه!![]()
تا بگویم تو را به حرمت این ابرها که می گریند
قسم!....![]()
نوشته شده توسط از دست رفته در دوشنبه هجدهم آبان 1388 ساعت 9:24 موضوع | لینک ثابت

سلام عزيزم چطوري ؟خوبي؟اون بالاها كه تو هستي چطوره؟جات خوبه ؟راحتي؟
الان ميگي اين ديوونه شده .خوب آره ميدونم مطمئنا جات خوبه و راحت ولي منو كه ميبيني حالم چه جوريه ،ميبيني كه هر لحظه با خوندن يه فاتحه واست خودمو آروم ميكنم اگه هزار بارم بيام سر خاكت باورم نميشه اونجا خوابيدي.ميدوني پيش خودم ميگم شايد خوابم شايد همش يه كابوس شبانه اس ...
ميدوني چيه؟هر روز صبح كه از خواب بلند ميشم وقتي ميبينم عقربه هاي ساعت به 10 ميرسن ولي از احوالپرسي تو خبري نيست اون موقع بايد باور كنم نيستي.....
ميدوني روزي هزار بار تمام خاطره هامون،حرفامون،دعواهامون،قربون صدقه رفتن بعد از دعواها،ناز كردنامون،اشكامون،دلتنگيامون.....مياد جلو چشمام و چشام پر اشك ميشه و بغضم رو قورت ميدم.يه چي بگم بخند اين مدت از بس بغضمو خوردم گلو درد گرفتم.آخ كه صداي خندت هنوز تو گوشمه.
ميدوني امروز ياد چي افتادم ياد موقعي كه وقتي مسيج بهت ميدادم گوشي رو بر ميداشتيو مسيجمو ميبوسيدي،ياد شباي كه تا صبح پا به پات بيدار موندم تا دردتو كمتر حس كني و به خودم ميگم كاش بيشتر بيدار مي موندم بيشتر از همه شبايي كه بي خيال دردت تا نزديكاي صبح دوس داشتنمونو به رخ هم ميكشيديم.
كاش پيش مرگت شده بودمو اين روز رو نميديم.يادته هر وقت قربون صدقم ميرفتي ميگفتم خدانكنه ،ميگفتم نگو اين جوري . ميگفتم كاش تا وقتي من هستم تو هم باشي،ميگفتم كاش اول من برم بعد تو .چون تو هميشه صبور تر از من بودي.
ولي بدون هنوزم دوست دارم.ميگم اون بالا بالايي سفارش منم به خدا ميكني؟؟؟يادته هميشه وقت خداحافظي چي ميگفتم بهت :
پس بازم ميگم جيگرت برم قلوه ي من مواظب خودت باش تا من بيام.
****************-------------------------------------------****************
ممنون از ستاره خانوم واسه همدرديشون.
نوشته شده توسط از دست رفته در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 ساعت 15:8 موضوع | لینک ثابت
" حميد مصدق خرداد 1343"
*تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت
" جواب زيباي فروغ فرخ زاد به حميد مصدق"
من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت
نوشته شده توسط از دست رفته در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ساعت 22:9 موضوع | لینک ثابت
هر شب وقتی تنها میشم حس می کنم پیش منی،
دوباره گریم می گیره انگار تو آغوش منی
روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه،
با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه
بارون میباره و تو رو دوباره پیشم می بینم،
اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم
قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من،
شبای جمعه که میاد بیای سرِ مزارِ من
دوباره باز یاد چشات زمزمه ی نبودنم،
ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم
خاک سرِ مزارِ من نشونی از نبودنم ،
دستای نامردم شهر جنازه ام ربودنه
به زیر خاکمو هنوز نرفتی از یاد من ،
غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من
دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم ،
رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم.
ممنون از دوست عزيزي كه با اين شعر با من همدردي كردن.
نوشته شده توسط از دست رفته در جمعه نوزدهم تیر 1388 ساعت 16:14 موضوع | لینک ثابت
چهل روز از پريدنت گذشت و من همچنان مبهوت رفتنت.
به ديدارت مِي آيم فقط تفاوتش اين است كه من ايستا ده ام و تو فرشته وار آرميده اي!
افسوس...
روحش شاد
نوشته شده توسط از دست رفته در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 ساعت 18:6 موضوع | لینک ثابت

بیارایید آسمان را چراغانی کنید زمین را
بکو بید و هل هله کنید که در آسمان جای گرفت
سماع کنید که در آسمان می خندد
آه !که در روی زمین جایی به وسعت دل دریای ات نبود.
یادگار عشقت دل سو خته من است.
صبوری کن دل من.
روحش شاد.
نوشته شده توسط از دست رفته در جمعه یکم خرداد 1388 ساعت 11:49 موضوع | لینک ثابت
عزیز دلم
اونی که دوس داشتنو به من یاد داد گذاشت و رفت .خسته شد از این دنیا و رفت.
مثل یه پرستو پر کشید و رفت پیش خدا.
به کی بگم دردمو خدایا صبرشو بهم بده.
یادته بهم میگفتی نکنه بعد من بی تابی کنی؟؟؟؟آخه چه جوری؟؟؟چرا من تنها گذاشتی.؟؟
همیشه دوس داشتی بری گفتی موندن تو این دنیا عذابه..خوب حالا موندن من بدون تو چی عذاب نیست؟؟؟؟
خودتم میدونستی داری میری.............................
این وب رو تو ساختی چه جوری بدون تو ادامه اش بدم.....؟؟؟
همه این پست ها رو تو نوشتی چه جوری بیام ادامه بدم
کمکم کن
خدایا روحشو شاد کن.
میدونی نوشته های این پستمو سبز میزنم به حرمت جدت که منم بیام پیشت.
غم عشقت بیابان پرورم کرد
هوای بخت بی بال و پرم کرد
به ما گفتی صبوری کن صبوری
صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد
صبوری کن دل من
نوشته شده توسط از دست رفته در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 ساعت 20:33 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

سلام.من از كسي خواهش نميكنم واسه نظر دادن اما با يه دل پر از درد خواهش ميكنم هر كي به اين وب اومد واسه عزيز من يه فاتحه بخونه.همين.
فهرست اصلی
دوستان
پایان راه
عاشق دل تنها
سرچشمه
اندوه مقدس
عشق کودکی
اسارت عشق
تنهاترازسکوت
در مدار عشق
روزای بی خاطره!!!
آوای خاموش
((عاشق چشمان نازت))
قلب يخی
دریای غم
شکست سکوت
تشنه محبت
مالک
دیونه های با نمک
کلبه مجنون
خزان عشق
رویای خیس
کارو
عاشقانه ها
مجنون تنها
دلباخته خاتم
زینب و اله رسول
دلم برات تنگ شده
پرستو جون
پسر آفتاب
محراب عشق
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته دوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته اوّل آبان 1385
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
طراح قالب
POWERED BY